رحمت الله شريفي نجف آبادى

56

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )

حمل مىكند كه آن حمل ، در حقيقت از قبيل عكس حمل است ( نه حمل طبيعى ؛ مثلا در قضيهء « انسان ، موجود است » ، عكس الحمل است ، زيرا بايد گفته شود : بعضى از موجودات ، انسان هستند كه اين حمل طبيعى است . به عبارت بهتر بايد گفته شود : الوجود الامكانى ، انسان او غيره كه اين نوع قضيه حمليه ، مرددة المحمول ناميده مىشود ) . اشكال حمل وجود بر ماهيت ، طبق قاعدهء فرعيه و بذلك يندفع الاشكال المعروف . . . آخر لها ؛ و هلمّ جرّا ، فيتسلسل . و به آن ( بيانى كه گفته شد ) اشكال معروف در حمل وجود بر ماهيت دفع مىگردد . آن اشكال عبارت از اين است : قاعدهء فرعيه ؛ يعنى اين‌كه ثبوت چيزى ( محمول ) براى چيزى ( موضوع ) ، فرع ثبوت مثبت له و موضوع است كه آن ، ثبوتى را براى موضوع ، قبل از ثبوت ثابت و محمول ، ايجاب مىكند ( قاعدهء فرعيه ، « ثبوت شىء لشىء ، فرع ثبوت المثبت له لا الثابت » است كه بيان‌گر اين است كه وقتى محمولى حمل بر موضوعى مىشود ، بايد موضوع قبل از محمول تحقق داشته باشد ، لذا وقتى گفته مىشود : انسان ، موجود است ، بايد انسان قبل از موجود ، ثبوت و تحقق داشته باشد . اين قاعده در مرحلهء هشتم ، فصل چهارم درمورد هليّت مركبه هم استعمال شده است ) . پس ثبوت وجود براى ماهيت ، بر ثبوت ماهيت قبل از آن ( وجود ) توقف دارد ؛ بنابراين ، اگر ثبوت ماهيت ، عين ثبوت وجود براى ماهيت باشد ، تقدم شىء بر نفسش لازم مىآيد و اگر ثبوت ماهيت ، غير ثبوت وجود براى آن ماهيت باشد ، ثبوت ماهيت ، بر ثبوت ديگرى براى آن ماهيت توقف دارد . ( همان سخن را در اين مورد هم تكرار مىكنيم و مىگوييم : ثبوت آن ماهيت يا به‌وسيلهء همان ثبوت ديگر است كه باز تقدم شىء بر نفسه لازم مىآيد ، يا به‌وسيله